احساس مي كنم امسال نتونستم درست و حسابي از شبهاي احيا استفاده كنم.40.gif نمي دونم!!! شايد لياقتش رو نداشتم. من آدم بدبختيم. حتي خدا هم ديگه منو تحويل نمي گيره!!!33.gif

البته همش تقصير خودمه.

بگذريم...

اين روزا هرچي بيشتر مي گذره بيشتر به اين نتيجه مي رسم كه نمي خوام زندگيم رو ادامه بدم. ديگه چيزي تو اين دنيا ندارم كه بخاطرش بمونم! اصلا اين دنيا ارزش موندن نداره.

امشب اينقدر داغونم كه شايد يه دفعه برم از پنجره بپرم پايين!!! باور كن كه اين كارو مي كنم. فقط دنبال يه بهونه ام... و يه ذره جرات!!!

من هميشه مشكلم همين ترسو بودنم بوده. البته هميشه كه نه! بيشتر وقتا.

بالاخره بايد يه روز تموم بشه. پس هرچه زودتر بهتر.

Hamid

 

/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

سلام. جرات با من ولی بهونه ای ندارم که دستت بدم تا خيال خودت رو راحت کني. يه سر بزن به وبلاگم. يه موقع سر نزنی به شيشه ها

کسرا

سلام عرض شد . ببخشيد بی هوا يک هو پريدم وسط وبلاگتون و فضولی کردم و کم و بيش نوشته هاتون را خوندم ها !!!! يک چيزی بگم ! يک کم به نيمه پر ليوان نگاه کنيد . بدبينی به خودتون و زندگيتون و اطرافيانتون لطمه ميزنه . من يک فداکاری ميتونم براتون بکنم اونم اينه که يک عروسک دارم اسمش ییگی نیست ولی میتونیم از امروز به این اسم صداش کنیم . میدم به شما . به شرافتم قسم . شاید این عامل شکست ریشه دار عاطفی تو وجودتون خشک بشه و به زندگی مثبت تر نگاه کنید ! تعارف نبود ها !!! به یشنهادم فکر کنید !

فائزه

چرا خودتو بکشی حيف از جوون به اين خوبی نيست؟ البته حق داری منم يه بار فکر خودکشی به سرم زده بود ولی خيلی زود فهميدم هنوز تو اين دنيا خيلی کار دارم تو هم به جای اين فکر وخيالا يه کم مثبت انديش باش

جيگر

سلام آقا حمید من آپ دیت کردم راستی اسمم رو توی لینک دوستانت نمی بینم

عاطفه

سلام من اولين بارمه که ميام به وبلاگت ولی همه پستاتو خوندم برای اولين باره که حس می کنم يکی مثل خودم رو پيدا کردم حالا ميخوای باور کن ميخوای باور نکن من ۱۹ سالمه و دانشجوی سال دوم کامپیوتر دانشگاه آزاد هستم راستی من وبلاگ هم دارم که بعدا برات آدرسشو می نویسم من بازم ميام به وبلاگت خوب فعلاْ اينم تقديم به تو :

صفابانو

من از شبها ميام از شهر ظلمت نشسته رو تنم آوار غربت هنوزم با به شب عادت نکردن دارم دنبال روشنی می گردم سلام وبلاگتون اااااااااااااااااااااای بد نبود بابا شما که بدتر از منی من اگر نااميدم ولی اميدوارم خوشحال می شم به پاييز زردم يه سر بزنين و يه شمع برای شبهای تنهايی و بارونيم روشن کنين (البته یه بار قبلا نظر داده بودم ولی چون فکر می کردم وسط ارسال قطع شدم دوباره نظر دادم اگر اون نظرم هم اومد نخندین که دوبار این چیزا رو نوشتم) منتظرتون هستم

جيگر

بی وفا چرا ديگه به ماسر نمي زنی؟

جيگر

نکنه واقعا خودت رو واقعا کشتی؟؟؟ راستی لينکت کردم اگر زنده ای بهم سر بزن

دوباره کسرا خان !

سلام . بهتر نشدی هنوز ؟ رو پيشنهاد من فکر کردی . راستی ادامه قصه منم به سررسيد . دوباره بخونش !

بهاره

سلام آقا حميد خوبی آخه آدم انقدر نااميد واقعيتش من امروز وبت ديدم خیلیم در مورد شما نمی دونم که چی انقدر ناامیدتون کرده نميخوام مثل بقيه نصيحتت کنم يا سرکارت بزارم ولی شما که انقدر روحيه عرفانی داريد چرا از خدا کمک نمی گيری خوشحال ميشم بيشتر از خودتون برام بگيدفعلا