سلام

من الآن تهرانم. اين هفته يكي از بچه ها ماشين آورده بود با اون اومدم زودتر رسيدم! خودم كه نمي تونم ماشين ببرم. يعني بابام نميده! دعا كنيد تو قرعه كشي يه 206 ببرم ديگه راحت بندازم تو جاده و هرجا مي خوام باهاش برم!

اين هفته واقعا همونجوري كه حدس مي زدم هفته ي سنگيني بود! اما هفته ي بعد احتمالا بدتره!

اين چند وقت پر شده از اتفاقاي عجيب! خيلي خيلي عجيب!!!

خراب شدن ماشين رو هم ديگه مي ندازن گردن من! به من چه!؟!؟ هيچكي نمي تونه از رانندگي من ايراد بگيره! من خراب نكردم! حالا انگار كسي از اينا ماشين خواست!

مي دونم دارم چرت و پرت مي نويسم! چيكار كنم. اينا قسمتي از محتويات داخل مغز منه! حال مي كني!؟!؟

اقا يه چيزي! 2 تا اسم جديد فقط با ايميل و بدون سايت اومدن واسه مطلب قبلي من نظر دادن و انگار كه مدتهاست خواننده ي وبلاگ من هستن! اما من نه مي شناسمشون و نه تا حالا نظراتشونو ديدم. سميرا و اگه اشتباه نكنم ستاره! نه بهاره بود! آره بهاره. البته خيلي ازشون ممنونم اما خيلي دوست دارم بدونم اينا كين!؟!؟

به هرحال

اينقدر رفتم و اومدم خسته شدم! پايه اي اصلا اين هفته برم ديگه نيام!؟ يا مي خواي اصلا نرم. اين بهتره نه!؟

ولش كن اصلا... باز دارم چرند مي گم.

آقا فردا ايران بازي داره! شايد نتونم نيمه اولشو ببينم! چند وقتي هست فوتبال نديدم. تو كاشان كه اصلا تلويزيون پيدا نمي شه. پيدا بشه هم وقتش نيست! منم با اين دانشگاه رفتنم!!!

خوب ديگه...

همين!!!

كاري نداريد؟

فعلا...

Hamid

 

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
پگاه

ای بابا اين زندگی اگر بخوای متونی باش بجنگی يا تسليم خواسته هاش بشييی نترس بالاخره کسی صداتو می شنوه و مياد کمکت ولی فکر کنم بايد بلندتر صداش کنی نترس روز رسيدن نزديک

شهاب

2-0 نتیجه ی خوبی بود....

sanova

به به سلام منم بالاخره آپيدم بيا