اين وضع رو اصلا دوست ندارم...خسته شدم.

آخه الآن؟ تو اين شرايط؟ يه ذره بی انصافيه...نه بيشتر از يه ذره...! نمی دونم چيکار بايد بکنم...يه سری تصميمات گرفتم ولی نمی دونم درست هست يا نه...!؟!؟! حسابی گيج شدم...!!!‌ لعنت به اين زندگی...هيچی خوب پيش نمی ره...لعنت.

نزديک امتحانات نهاييه و من بايد درس بخونم...اين آخرين شانس منه...شايد هم نيست! ولی بايد بخونم. نمی دونم تو اين شرايط و با اين اوضاع نابسامان روحی می تونم روی درس تمرکز کنم...خدا کمک کنه.

چی بگم ديگه...!؟ اين همه از بدختيهام می نويسم بعد يه نفر مياد کامنت می ذاره: خيلی زيبا ست...!!!

واقعا ديگه نمی دونم چی بگم...! اصلا شايد ديگه وبلاگ نويسی رو هم گذاشتم کنار.

بگذريم...

ديشب يه خواب ديدم که از صبح که بلند شدم فکرم رو مشغول کرده...صحنه ها و لحظات توی خواب اينقدر برام زنده است که انگار ديشب واقعا اونجا بودم و اون اتفاقها افتاده...نمی دونم می فهمی چی می گم يا نه...!؟ داستان خواب مفصله و حال نوشتنش رو ندارم...ولی...نمی دونم...بگذريم...

خوب...

الآن می خوام متن يکی از آهنگهای کامران و هومن رو براتون بنويسم...ميدونيد که مخاطب من کيه...؟! حالا داستان اينم که چرا اين آهنگ رو انتخاب کردم رو شايد يه روز بهتون بگم...فعلا بخونيد:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه تو رو دوست دارم خيلی زياد

منو ببخش

اگه تويی اون که فقط دلم می خواد

منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم

منو ببخش اگه بهت خيلی می گم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چينم

منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بينم

اگه تو رو دوست دارم خيلی زياد

منو ببخش

اگه تويی اون که فقط دلم می خواد

منو ببخش

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اينم از متن آهنگ. راستی اگه کسی سايتی رو سراغ داره که ميشه اين آهنگ رو از توش دانلود کرد حتما بهم بگه...چون من خودم آهنگ کاملش رو ندارم.

فکر خواب ديشب يه لحظه هم آرومم نمی ذاره...!!!!

بی خيال

اميدوارم همتون هميشه شاد باشيد.

با اينکه می دونم خيلی هاتون دعا نمی کنين...ولی بازم می گم که دعا يادتون نره...!

منو تنها نذاريد

قربون همتون

Hamid

 

/ 8 نظر / 2 بازدید
نوشين(عشقکده)

سلام...دليل اينکه فکر ميکنی من يا ما دعا نميکنيم رو نميدونم.من هم اين روزها خيلی گرفتارم ......بدون ميدونم ناراحتی و به دعا نياز داشتن يعنی چی؟

نوشين(عشقکده)

اما ميدونی دوست خوبم بعضی مواقع بايد فراموش کنيم و اگه نميتونيم خودمون رو سرگرم کار ديگه ای بکنيم..... براتون از صميم قلب دعا ميکنم که مشکلت و ناراحتيت حل بشه.....و برای همه خواننده های وبلاگ از شاديهاتون بنويسيد

نوشين(عشقکده)

خوب اما من هم راستش عاشق اهنگ اخری کامران و هومن شدم اما فعلا نيافتم.....يافتم برات نظر ميدم و در نظرم ميگم....ميدونم دارم زيادی ديگه نظر ميدم...برقرار و سربلند باشی

سعیده

سلام سلام....مرسی که اومدی و خبر آپ و دادی...میدونی من یه کم گرفتارم...بابام تو بیمارستانه....اگه زیاد نمیتونم بیام ببخش....حالا بریم سر مشکل شما....ای بابا .......حمید؟؟؟؟؟؟؟؟.....من مطمئنم که همه چی حل میشه.....فقط به این فکر کن که این اتفاقاتی که برات میفته داستانیه که خدا برات نوشته....قبول نداری که خدا بیشتر از هر کسی تو رو دوست داره؟.....خوب پس هر چی که بشه بهترین اتفاق بوده....به صلاحت بوده....شاید حتی الان باعث ناراحتیت بشه...اما بعدا میفهمی حکمتش چی بوده...پس الانم فقط توکل کن به خدا و درستو ول نکن که دیگه فرصت درس خوندن نداری....همه چیز و بسپار به خدا و راحت باش!.....راستی اون آهنگ هم در اولین فرصت برات میل میکنم...

سعیده

فقط...من آی دی تو رو ندارم...من و تو یاهو اد کن تا آهنگ و برات میل کنم....منتظرم...شاد شاد شاد باشی...دعا هم یادم نمیره ....مطمئن باش........

طناز

سلام....اميدوارم که هرچه زودتر حالت خوب بشه و بتونی به درسا و امتحانات برسی....اين مشکليه که خوده من هم دارم باش سر و کله می زنم....اميدوارم موفق باشی...واسه من هم دعا کن...

dorna

سلام خيلی ممنون از اين همه لطفی که نسبت به من داری از لينکی هم که برام گذاشتی خيلی ممنون اميدوارم که هر چه زودتر مشکلاتت مرتفع بشه و بتونی نوشته های شاد بنويسی خيلی نوشته هات خودمونی و دوست داشتنی بود داستانت هم جالب بود موفق و پاينده باشی بازم به من سر بزن

ستایش

زيباترين حرف سلام. اميدوارم هميشه تندرست و شاداب باشی....قشنگ بود... از حضورتون بسيار سپاسگذارم. از بابت تاخیرم عذر می خوام.