من امشب دوباره دارم مي رم كاشان! اين هفته احتمالا هفته ي سنگينيه!!! نمي دونم! دعا كنيد برام.

امروز اصلا روز خوبي نبود. ديروز هم نبود! امروز یه کاری کردم که تا حالا تو زندگیم نکرده بودم!!! نمي دونم اما شايد... هيچي!

اينقدر فكرم مشغوله كه نمي تونم يه لحظه آروم باشم و به هيچي فكر نكنم! خسته شدم...

من برم ساكم رو جمع كنم.

3شنبه بر مي گردم

فعلا...

 

 

Hamid

/ 2 نظر / 3 بازدید
سميرا

سلام حميد جان .چيه؟نبينم پکر باشی.من کلی با نوشته هات حال می کردم ولی از وقتی دانشجو شدی همش مينالی .مگه همين ارزوت نبود؟دلت نمی خواست دانشجو شی؟نگو نه .واسه همه همينه تا روزای سخت يا بد نباشه روزای خوب حال نميدن يعنی بايد اين روزا هم باشن تا شیرینی خوشی ها رو بیشتر حس کنیم .نمی دونم منظورمو رسوندم يا نه.اخه من نميتونم مثل تو قشنگ بنويسم.قربونت .بازم بنويس .خدانگهدار