...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٥  

عليل شدم رفت! تاندون (درست نوشتم؟!) شست دست راستم قطع شده!!! ديشب عملش كردن. اميدوارم كه خوب بشه وگرنه ديگه نه مي تونم بنويسم و نه مي تونم ساز بزنم و نه كاراي ديگه! دليلشم نمي گم چون خودم به اندازه ي كافي خودمو سرزنش كردم ديگه حوصله ي نصيحتها و سرزنش هاي شما رو ندارم. بد اخلاق هم خودتي!

باشه بابا مي گم. با مشت زدم به شيشه! خوب عصبي بودم. نمي دونم چي شد. فقط از كوره در رفتم و از اعماق وجودم داد كشيدم و ديگه هيچي نفهميدم. فقط ديدم رو تختم نشستم و همينجوري داره از دست خون مي ره! كف اتاق پر از خون شد. رفتم دكتر بخيه اش كنم گفت تاندونت قطع شده و بايد بستري بشي تا عمل بشه. ديشب هم ساعت 7:30 رفتم اتاق عمل!

همين...