...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٥  

شب يلدا هم نزديكه! نمي دونم چي بايد بنويسم. اصلا وبلاگ آپديت كردن ديگه واسم جذابيت نداره! از يه طرف هم دلم نمياد كه نوشتن رو بذارم كنار!

واسه آدمايي مثل من شب يلدا با شباي ديگه چه فرقي داره!؟ آره خيلي ها هستن كه اين شب رو دوست دارن چون بهشون خوش مي گذره. خيلي ها هم ، مثل ياقوت ، چون از اين شب خاطره ي خوبي دارن براشون شب جالبيه! اما من هيچي نمي تونم بگم.

بالاخره اين شب هم مي گذره! خوش به حال اونايي كه خوشن. از نظر من كه اين شب فقط يه شب معموليه كه به يك دليل نجومي كه مي دونستم و يادم رفته يه ذره( فكر كنم حدود 1 دقيقه) از شباي ديگه بلندتره!

براي همتون بهترين آرزوها رو دارم و از ته دل دعا مي كنم به همتون خوش بگذره.

همين...

 

 

Hamid