...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٥  

سلام

مي دوني چند وقته دارم به چي فكر مي كنم!؟ يه موضوع خيلي جالب. يه چيزي كه خیلی فكرمو مشغول خودش كرده. الآن مي گم چي!!!

ببين. من با خودم فكر كردم اينقدر ما آدما در شرايط مختلف از خدا مي خوايم كه بهمون یه فرصت دوباره بده و يا زمان برگرده و از اين چيزا ، از كجا معلوم خدا اين فرصت رو به ما نمي ده!؟!؟

مي دونم حتما مي گي خوب معلومه. كي تجربه كرده!؟ ولي من دلايلي دارم كه مي گم ممكنه اين فرصت به خيلي از آدما داده شده باشه!

ببين. مگه ما هميشه نمي گيم كه خدا خيلي مهربونه و هرچي ازش بخوايم دير يا زود بهمون مي ده!؟ پس نميشه گفت اين اسرار و خواهش شديد آدما واسه فرصت دوباره كه بيشتر در شرايط مرگ اتفاق ميفته رو خدا ناديده مي گيره!

اما بايد يادمون باشه كه خدا اگه قرار باشه همچين فرصتي رو بده يكي از شرايطش اينه كه ما همه چيز رو فراموش كنيم. يعني عدالت خدا اينو ميگه. وگرنه اگه ما همه چي يادمون باشه كه نمي شه فرصت!

حتما واسه شما هم بارها اتفاق افتاده كه يه صحنه براتون تكراري بوده ، یعنی انگار قبلا هم اونجا بوديد و اين اتفاقا افتاده ، خوب اينم مي تونه بخاطر همين باشه.

مي دونم همه ي اينا يه نظريه است. اما يه نظريه جديه. و البته عجیب!!!

به هرحال...

اگه ما تو زندگي هميشه فكر كنيم كه تو يه فرصت دوباره هستيم و بايد درست زندگي كنيم ، اونوقت همه چي خوب پيش ميره! هم خدا و هم بنده هاي خدا از ما راضي مي شن و زندگي قشنگ مي شه. خیلی قشنگ

رو حرفام فكر كنيد.

من تو زندگيم فرصتهاي زيادي رو از دست دادم. خيلي زياد. نمي خوام ديگه اين اشتباه رو بكنم. شما هم نبايد فرصتهاتون رو از دست بديد. يادتون باشه كه ما فقط يك بار زندگي مي كنيم.

" وقتي به دنيا اومدي تو گريه مي كردي و همه شاد بودن! طوري زندگي كن كه وقتي مردي همه گريه كنن و تو شاد باشي...! "

 

 

Hamid