...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٥  

سلام چطوری!؟

من الآن قراره بتروکونم!!! حالا اينکه کی رو بترکونم نمی دونم!

شما چی فکر کرديد!؟ خيال کرديد اگه احمدی نژاد به بوش نامه می نويسه من نمی تونم وبلاگ آپديت کنم!؟ نگو چه ربطی داشت که خودمم نمی دونم.

امروز کنکور آزمايشی داشتيم. می دونی چطور دادم!؟ وقتی نتيجه اش اومد می فهمی! مثل اين آدمايی که بعد از يکسری کارها (که به علت رعايت موازين اخلاقی نمی شه گفت) ميرن آزمايش ايدز می دن و بعد که می رن نتيجه اشو ميگيرن می بينن که بله! منم بعد از نتيجه ها بدبختم. کمتر از ۲ ماه تا کنکور مونده و من هنوز در تعطيلات رسمی به سر می برم.

می دونی شاعر اينجور موقع ها چی ميگه!؟ هيچی نميگه!!! چون هيچ شاعری اونقدر بيکار نيست که درباره ی درس و کنکور شعر بگه!!!

امروز رفتيم يه جا که مثلا اسمش رستوران بود ولی مثل اين جاهايی بود که بعد از زلزله غذا تقسيم می کنن! ملت از سر و کول هم بالا می رفتن به خاطر يه سيخ کباب و ۲تا کفگير برنج!!! خلاصه تو اون شلوغی ما هم يه غذايی گرفتيم و رفتيم يه ميز نصفه خالی(!) پيدا کرديم و نشتيم و مشغول خوردن بوديم که يهو من چشمم افتاد به يه بچه کوچولوی شومباس کومبولی! خيلی ناز بود. خيلی هم با مزه بود. مثل همه ی بچه کوچولوهای ديگه. به بطری تقريبا خالی کوکاکولا هم داده بودند دستش و با همون کلی حال می کرد. خلاصه حضور اين بچه کلی به خوشمزه شدن غذا کمک کرد. اصلا هم فکر نکنيد من قصد تبليغ کوکاکولا رو داشتم!!!

خلاصه اينم ماجرای ناهار امروز ما بود!

خدا رو شکر...

حالا از فردا اصل ماجراها شروع ميشه. چه ماجراهايی!!! بهتون نمی گم تا يه جاييتون بسوزه! 

خوب بروبچ. براتون چند از عکس از سلطان دريبل آسيا (يا همون جادوگر) می ذارم که حالشو ببريد:

 

Karimi leaving the locker room to train

Karimi Snapshot at Bayern

Karimi stretching on his knees

 

قيافه رو جون مادرت!!!

Karimi with the ball at his feet during a friendly match

Karimi sitting with team mate on the Bayern Munich bench

Karimi sitting on the Bayern Munich bench

 

نگاه کن دستاشو چه جوری مشت کرده! اين نشون می ده که علی با تمام وجود بازی می کنه:

Karimi taking a corner kick for Bayern Munich

 

يه ضرب المثل (از خودم!) هست که می گه يه بازيکن تکنيکی رو هميشه می زنن!

Karimi being tackled during first training session with Bayern Munich

 

اينجاست که علی می گه: حالا يکی منو بگيره! (واقعا هم اگه کسی می تونه اين بشر رو بگيره!!!)

Karimi carrying the ball during a game

 

خوب بسه ديگه. علی هم خسته شد:

Karimi pours water over his face during a training session at Bayern Munich

 

خوب حال کرديد!؟

اينه ديگه!

خوب بود آقای شماره ۱۹ !؟!؟ ترکوندم يا نه!؟!؟

پس تا بعد...

 

Hamid