...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳۸٤  

يه سری اتفاق جديد افتاده که می شه گفت اتفاقای خوبيه. فقط اميدوارم اشتباه نکرده باشم. شايد بشه اسمشو يه جور تحول گذاشت. ولی از يه جهت هم می شه گفت تحول نيست. يه جور بازگشته!!!

نمی دونم چی بايد بگم يا چه جوری اين اوضاع و احساسم رو براتون بيان کنم.

بايد بگم که خوشحالم. لحظات خوبی رو پشت سر گذاشتم که فکر کنم برام خيلی لازم بود. فقط حيف که خيلی زود تموم شدو هميشه همين بوده. روزها  لحظات خوب خيلی زود می گذره و تموم می شه و به خاطره ها می پيونده!

سال تحصيلی هم شروع شده. نمی دونم چرا همه شروع سال تحصيلی رو تبريک می گن!؟ من بودم تسليت می گفت. به هرحال ما امسال سال خيلی خيلی سختی رو پيش رو داريم و خدا فقط بايد به داد ما برسه!

اگه از اين به بعد يه دره دير به دير آپديت کردم ببخشيد. به هرحال اميدوارم درک کنيد.

فعلا...

 

Hamid