...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٤  

سلام...

نمی دونم چی بايد بنويسم...فقط دوست دارم بنويسم.

اصلا بذار يه قسمت از يکی از ترانه های سعيد شهروز رو براتون بنويسم:

 

ستاره هنوز بيداری

بازم امشب خواب نداری

نکنه تو هم مثل من

عاشقی چشم انتظاری

نکنه تو هم تو شبها

خسته از غبار جاده

خواب مهتاب رو می بينی

که مياد پای پياده...

 

فکر کنم با همين يه قطعه ی کوچيک منظورم رو رسونده باشم. حالا اگه نفهميدی مشكل از من نيست...!

فردا بايد برم سر تمرين و بازم...

ولش کن. جای اين حرفا اينجا نيست.

قربون همتون بره روبينيو!!!

 

Hamid