...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٤  

سلام...

بعد از مدتی اومدم که آپديت کنم. امروز اعصابم خورده چون امتحانم رو خيلی بد دادم...!

بگذريم.

اومدم تا شعر جديدم رو براتون بنويسم.اميدوارم که خوشتون بياد:

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه نباشی...

باغ سبز دلامون پاييز می شه دوباره

اگه نباشه چشمات همسفر ستاره

اگه با من نمونی زندگی رنگ نداره

دلم برات می ميره! بيا پيشم دوباره

بيا می خوام نگاتو...من دوست دارم صداتو

با تو شبام رنگيه...بيار برام خداتو

اگه يه روز به قلبم يه نيم نگاه بندازی

دلم می ره تو ابرا...می شه با ماه همبازی!

ستاره ی نگاهت آفتاب توی شبهام

وقتی نيستی تو دنيام...می بينی؟ خيلی تنهام

بيا بذار بخنده...گنجشک پشت شيشه

نذار فقط ببينه گريه امو اون هميشه

آخه وقتی تو نيستی...به هيچی نمی خندم

به ياد بودن تو...چشمامو من می بندم

با روياهام زنده ام...با خاطرات خوبت

با ياد چشمای تو...خورشيد بی غروبت

به ياد اون شبی که دستمو تو گرفتی

با چشمای قشنگت...حرف دلت رو گفتی

گفتی که دوسم داری...می مونی پيش دلم

ولی انگار دروغ بود...ياد رفته تو کم کم

هنوز تو انتظارم تا تو بيای دوباره

بچينی از آسمون يه مشت پر از ستاره

دستامو باز بگيری تو سرمای زمستون

گرمی دستات بشه سقف روی دلامون

خدای من...خدايا...يعنی ميشه دوباره

يه شب بياد سراغم...يک شب پرستاره؟

يعنی دوباره يک روز ميگه که دوسم داره

می خواد با من بمونه...با من باشه دوباره!؟

يا که بازم دروغه...همش تو خواب و روياست!

اين دل خسته ی من مثل هميشه تنهاست

 

 

چطور بود؟

نظراتونو برام بنويسيد...

برام خيلی دعا کنيد

مرسی

قربون همتون

 

Hamid