...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٧  

ماه رمضون امسال هم تموم شد . . .

امسال واسه من ماه رمضون خوبی بود! خیلی خوب! بهترینش تا امسال!!!

بخاطر وجود شیمام. یه عالمه خاطره، یه عالمه خوبی . . .

واقعا عالی بود! جوری که از فکر کردن بهش و یاد اونروزا کلی خوشحال می شم!خیال باطل

خدایا شکرت.ماچ

دیشب دلم گرفته بود که داریم این ماهو با این همه خوبی، که من به خیلیاش عادت کرده بودم، می ذاریم و ازش رد می شیم!

کاش سال دیگه هم باشیم و باز بتونیم با هم و به همین قشنگی و پاکی روزه هامونو و بگیریم و شبهای قدر قرآن سر بذاریم.

شیمای من . . .

مرسی که هستی خانومی!ماچ مرسی که اومدی و زندگیمو قشنگ کردی.ماچ یه دنیا مرسی!

دیشب شیمام حرف قشنگی زد. گفت نباید دلت گرفته باشه، چون یه عالمه روزای خوب منتظرمونه!!! راست گفت. ایشالا کلی خوبی و اتفاقای قشنگ برامون هست. قشنگتر از همیشه! مثل تا حالا که بوده!

چقدر خوبه آدم عاشق باشه . . .

خوشحالم . . .هورا

دیگه حرفی ندارم!

عید همتون مبارک. نماز و روزه هاتونم قبول!

امیدوارم از امروز یه آدم دیگه شده باشیم. نه اینکه بگیم ماه رمضون و روزه گرفتن تموم شد و حالا بریم سراغ همون کارای همیشگی و خدا رو فراموش کنیم. می دونم که اینجوری نیست! واسه یادآوری خودم گفتم!چشمک

همین!

فعلا . . .

Hamid