...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

 

 
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧  

دومین شب قدر هم گذشت.

واسه ما یه شب رویایی بود. از رویایی هم یه چیزی اونورتر!!!خیال باطل

خدا هدیه ی بزرگی به من و شیمام داد.

این هدیه بخاطر وجود پاک شیمام بود.ماچ

قربون شیمام برم که اینقدر قلب کوچولوش پاکه.بغلماچ

چقدر خوبه . . .

نمی دونی چقدر خوشحالم.هورا

اما نمی گم!!! نمی گم چی شد و چرا اینقدر خوشحالم.

نمی گم!!!نیشخند

عالی بود!

خدایا مرسی.

شیمام جوابشو دیشب از خدا گرفت. منم همینطور.

می خوام پرواز کنم. می خوام برم اون بالا بالاها! برم پیش خدا. بوسش کنم و برگردم!!!خجالت

خدایا . . . مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!بغل

دوست دارم خدا جونم.

مرسی که شیمامو بهم دادی. مرسی بخاطر دیشب. مرسی بخاطر همه چی!ماچ

شیمایی جونم . . . مرسی بخاطر این عشق پاک. مرسی که هستی! مرسی . . . بخاطر همه چی!ماچ

خوشحالم. خیلی خوشحالم.هورا

امیدوارم همتون از دیشب استفاده کرده باشید و همیشه خوشحال باشید.

شبهای قدرو از دست ندید. یکیش مونده فقط.

برای ما هم دعا کنید!

همین.

Hamid