...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

اسم تو... -
 

اسم تو...
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۳  

توی عصر حجر و ميون اون دايناسورا

دو سه ميليون سال پيش...خيلی قديم...اون زمونا

تو يه گوشه از زمين که اونجا رو هيچکی نديد

جايی که نقشه ی اون فقط به دست من رسيد

خدا از اول خلقت اسمتو نوشته بود

هرکسی اونو می ديد...حتما خودشو کشته بود

آخه اون اسم قشنگت واسه هر نگاهی نيست

هيچ نگاه زنده ای ديگه تو اون نواحی نيست

اونجا مونده اسم تو تا که برم من ببينم

کنار اسم قشنگت دو سه سالی بشينم

تا که قدر عشقتو بدونم و بشناسمت

من فقط تو رو ميخوام...دوست ندارم ببازمت...

حالا اسم تو هنوز مونده تو اون سطح زمين

اسمتو من می بينم...نگاه من...فقط همين

هر کسی با اسم تو پاشو رو اين خاک بذاره

مطمئن باش که يه عاشق مثل قلب من داره !

 

حميد