...بهترين ترانه رو من از چشاي تو مي سازم

يه شعر... -
 

يه شعر...
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۳  

فاصله قصه تنهايی ماست

اشکای غمگين من گله از اين فاصله هاست

فاصله دستای ما رو توی غربت می ذاره

ولی با قلبای ما فاصله کاری نداره

دل من با دل تو کنار هم فاصله نيست

دستای ما با دلامون جدا از قافله نيست!

اگه من از تو دورم فاصله معنی نداره

قلبامون پيش همه...ما با هميم باز دوباره

فاصله فقط ديواری بين صورتهای ماست

قصه قلبای ما تو آسمون پيش خداست

خدا می دونه که دوری چقدره سخته ولی

قلبای ما جدا از قصه اين فاصله هاست

اگه فاصله نمی خواد چشماتو من ببينم

اگه با فاصله ها نمی تونم کنار تو من بشينم...

قلب من ولی هنوز چشم دلت رو می بينه

قلب من با هر تپش کنار قلبت می شينه

ما با هم فاصله داريم...می دونم دلتنگی سخته

ولی دلهامون يکصدا...عشقمون مثل درخته

ميوه های اين درخت هم نامه های عاشقونه است

تنهايی چه بی دوومه...فاصله فقط بهونه است.

بيا تا بی فاصله ما دستای عشقو بگيريم

می دونم سخته ولی ما تو فاصله ها اسيريم

پس بيا يک دل و با هم با ستاره همزبون شيم

فاصله ها رو بشکنيم...ساده باشيم...مهربون شيم.

 

حميد